این تصویر ستیزی بین شاه و مین جانگو برای به دست آوردن یانگوم را به تصویر می کشد. اگه دوست دارین بیشتر بدونین باید نظر بدین تا براتون تعریف کنم.
باید بگم این مطلب را هیچ جایی نمی تونین یدا کنین چون هر سایت یا وبلاگی که این کار رو بکنه فیلتر می شه.
من هم که می خوام این کار را بکنم چون یه بار طعم فیلتر را چشیدم
پس نظرات قشنگتون را انتظار می کشم.
یادتونه که یانگوم وقتی بچه بود و در مشروب سازی داگو و زنش کار می کرد برای شاه که اون موقع شاهزاده بود مشروب آورد؟
یادتونه؟ خوب شاه هم هنوز یادشه
یادتونه که یانگوم خیلی خوب مشروب ها را معرفی کرد و شاه کلی حال کرده بود؟
خوب اینم عکس شاه وقتی جوون بود.
این مقدمه ای باشه برای داستانی که می خوام براتون تعریف کنم. آخه داستان از همین جا شروع می شه.
برای این پست اگه ۲۰۰ تا نظر بنویسین داستان را تعریف می کنم.
در ضمن اگه کسی نظری توهین آمیز بده علاوه بر اینکه نظرش پاک می شه داستان را هم تعریف نمی کنم.
منتظر باشید
please wait....
يانگوم و گيوميونگ پس از ديدن همديگر خشكشان مي زند و از اينكه يكديگر را در اين پست مشاهده مي كنند غافلگير مي شوند.
بعضی ها ایمیل می زنن و می گن مگه تو قبلا هم وبلاگ داشتی؟
بله من همون سپهری هستم که س ان س وری ها را می زاشتم
اینم لینک وبلاگ قبلیمه که اگه اول آدرسش www بزنین امکان داره باز بشه
