تبليغاتX
یانگوم من
ناگفته های جواهری در قصر
سلام بچه ها

خیلی از خواننده ها کم شده و خیلی ها هم که می یان نظر نمی دن و این باعث شده که منم به پست دادن کم رغبت بشم.

ولی با این حال چون به همون چند تایی که لطف دارن و به وبلاگم می یان این داستان را تماما تو چند قسمت آینده براتون تعریف می کنم و شاید دیگه آپ نکنم.

ولی خوب یه ایده قشنگ:

**به زیبا ترین جمله عاشقانه در قسمت نظرات این پست جایزه ای تعلق می گیرد.

**پس تا قسمت بعدی وقت دارید تا در پایان همین پست جملات عاشقانه بنویسید.

**به نظراتی که آدرس ایمیل ندارند ترتیب اثر داده نخواهد شد.

**جملاتی که تکراری نیستند و از قلب خود شخص بیرون اومده در الویت هستند.

به هر حال این شما و اینم قسمت دوم نبردی عاشقانه:

تا آنجا دیدید که یانگوم که از دست شاه خیلی ناراحت شده بود به هر شکلی که بود مینجانگو را پیدا کرد و خودش را تو بقل اون انداخت....

مین جانگو که قصد داره با یانگوم فرار کنه به قصر می یاد و استعفای خودش را در غیاب وزیر روی میز میزاره و می ره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 11:32  توسط سپهر  | 

سلام

بعد از مدتی که در چنگال ف ی ل ت رینگ مخابرات بودم دوباره آزاد شدم و امشب با ناگفته های قسمت ۳۵ در خدمت هستم.

ما که دوباره اومدیم و با مطالبی که امروز گذاشتم فکر کنم شروعی طوفانی بوده.

انشا الله که شما هم برای ما طوفان کنید.

۱- در اتاق ملکه هنگامی که برای معاینه می آیند به زیر لحاف هم سری می زنند که تو سریال نشون ندادند.

يانگوم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 23:44  توسط سپهر  | 

یانگوم پس از تشخیص ... مورد تقدیر شاه قرار می گیرد.

او از شاه سه درخواست می کند و شاه هر سه را برای او انجام می دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 18:44  توسط سپهر  |