تبليغاتX
یانگوم من
ناگفته های جواهری در قصر

 

تعداد اپیزود: ۱۶ قسمت (۱ دی وی دی)

بازیگران:

cho hyun-jae
ji jin-hee یا همون افسر مین جانگوی جواهری در قصر
su ae      یا همون بانو جانگ هوای امپراطور دریا

خلاصه داستان:

داستان این سریال درمورد پسربچه ایست به نام woo-jin که از بچگی پیش عمه ی نااهلش زندگی می کنه و بهش داره ستم میشه...اون تصمیم داره که وقتی بزرگ شد یه پزشک بشه تا اینکه داییش که یه کشیشه میاد و با خودش اونو میبره...این پسر پیش اون بزرگ میشه...تا اینکه سر و کله ی eun-ha با بازی su ae پیدا میشه....ایونا اولش خیلی دنبال تنهایی می گرده و نمی خواد که با کسی ارتباط برقرار کنه ولی وو جین با سادگی و پاکی که داره اونو مجذوب خودش می کنه با این شرط که فقط با هم دوست باشن....تا اینکه ایونا عاشق وو جین میشه در حالی که اینو بهش نمیگه چون از قبل با هم یه چیزایی طی کردن....ولی تا میاد که بهش توضیح بده وو جین بهش میگه که می خواد کشیش بشه(یعنی ازدواج تعطیل!!)و ایونا نامه ای رو که توش توضیح داده که دوسش داره رو نشونش نمی ده....از طرفی هم سروکله ی جی جین هی پیدا میشه که اینجا نقش یه وو جین دیگه رو داره و اونم چند وقتی میشه تصادفی عاشق ایونا شده...و سعی میکنه که دلش رو یه دست بیاره...

تا همینجا هم زیادی توضیح دادم....توصیه می کنم که هر چه زودتر این سریال رو تهیه کنید و ببینید.

 برای خرید سریال و اطلاعات بیشتر کلیک کنید.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 19:28  توسط سپهر  | 

سلام

کلیپ های مختلف سریال و سانسوری های سریال را درر ادامه مطلب مشاهده کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 23:43  توسط سپهر  | 

و شاه یاد دوران شاهزادگی اش می افته و می فهمه که اون دختر باهوش که اسم شرابا رو بلد بوده کسی نبوده جز یانگوم... یانگوم از شاه می خواد که اونو به مرکز بهداشت عمومی بفرسته که شاه در نهایت قبول می کنه...

همه از این کارش تعجب می کنن ولی اون می گه که می خواد بیشتر یاد بگیره و پیش مردم باشه و...

خلاصه میره به مرکز بهداشت عمومی....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 22:18  توسط سپهر  | 

سلام

شبتون به خير

امشب سريال را ديديد؟

فكر كنم خيلي هاتون از ته دل گفتين: هااااااااااي حقته بكش اين تقاص اون همه ظلم توه

بله بلاخره يانگرو هم مرد و بانو چوئي هم كم كم در لجن گندهايي كه زد و همه ظلم هايي كه كرد اسير شد.

قسمت ۴۸ و علل اهميت آن:

۱- رسوائي خائنان به يانگوم و بانو هن و همه پاكدامنان دربار.

۲- زنده شدن نام بانو هن و بزرگداشت اين بانوي پر توان دربار

۳- مرگ بانو چوئي و پايان ظلم هاي او

۴- نكته اخلاقي مهم اين داستان: طلب عفو بانو چوئي از ميونگي مادر يانگوم و مرگ در كمال عفو

۵- نوشتن رنج نامه هاي مادر در كتاب بانوان اول آشپزخانه

۶- شروع عشقي مثلثي بين شاه و يانگوم و مينجانگو

خب حالا اين داستان را بخونين تا بعدا مفصلا بقيه جريان را براتون بگم

 

خب به اونجایی رسیدیم که یانگوم و افسر مین و رئیس پزشکان وارد شدند... بنابراین وقتی که می بینن رئیس پزشکان زندست یئول یی اعتراف می کنه که اون وصیت نامه رو بانو چویی بهش داده... و رئیس پزشکان هم حقیقت رو در مورد اردکها می گه... با اینکه بانو چویی خیلی بیش از داد و فریاد می کنه ولی با شواهدی که میارن خفه می شه... هانگ میاد و حقیقت رو میگه و همچنین دستیار بانوی منشیهای سابق نامه ای رو که هانگ به بانوی منشیها داده بود رو میاره و خلاصه دست همه رو میشه....  و بازداشت میشن...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 22:9  توسط سپهر  | 

اين قسمت يكي از دست نخورده ترين قسمت ها بود و فكر مي كنم به جز يكي دو مورد خيلي محدود هيچ سانسور ديگه اي نداشت و كارگردان بعد از مدتها يه نفس راحت كشيد.

جايي كه داگو و زنش مي خوان بيان تو دادگاه وقتي سربازه راهشون مي ده داگو دست زنش را مي گيره و مي گه تو مغزت سريع تر از برق كار مي كنه كه زنش هم مي گه پس حتي در مورد بحث با من فكر هم نكن كه داگو مي شه باشه نمي دونم اين ديگه چه سانسوري مي خواد اينام با اين نوناشون

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 21:52  توسط سپهر  | 

دوستان عزیز سلام

تقاضاهای زیادی به دستم رسید مبنی بر اینکه قسمت های بعدی را زودتر بزارم.من هم تصمیم گرفتم به احترام همه دوستانی که از این وب دیدن می کنند این کار را انجام بدم

و اما خلاصه قسمت دهم سریال امپراطور دریا:

بانو جمی که قصد داره برای انجام یک تجارتی بزرگ شخصا بهمراه یک هیئت بلند پایه به چین بره تذکرات لازم را به مسئول این سفر یعنی بانو جانگ هوا می ده و اونم داره گزارشات واصله از انجام مقدمات را تقدیم بانو می کنه.

برای دیدن بقیه اش کلیک کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 0:47  توسط سپهر  | 

از وقتی کوچیک بود و وارد قصر بود حیله کرد و نیرنگ کرد و آدم نبود تا وقتی که می خواست بره .

که آخرش هم برای همین پاچه خواری هاش و چیزایی که می دونست کشتنش. البته همونایی که بزرگش کردن و تا رتبه معاونی بانوی اول رسوندنش یه روز هم سرشو زیر آب کردن.

در این پست به مناسبت درگذشت این بانوی نیرنگ باز دربار یادی می کنیم از او در عکس هایش از وقتی وارد قصر شد تا وقتی رفت. چون او یک بازیگر فیلم های پورنو است و دیگر عکس هایش را در هیچ فیلمی نخواهید دید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 20:25  توسط سپهر  | 

پس از رفتن یانگرو ، پانسول چویی خطاب به بانو چویی می گوید که ما هم اکنون توانستیم بانو یون را به بیرون از قصربفرستیم وباعث ناپدید شدن دو شاهد شدیم وحالا باید با خواسته او موافقت کنیم ولی در مورد خلاصی از شر یانگوم چه کنیم ، که بانو چویی می گوید با این کار جرم خودمان را آشکار می کنیم زیرا آقای مین ، نخست وزیر جناح چپ و ملکه فقط نظاره گر نخواهند بود...

یانگرو به دیدن یانگوم می رود...

برای دیدن بقیه به ادامه مطلب برین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:51  توسط سپهر  | 

در این قسمت سکانس عاشقانه همدری مین با یانگوم را حذف کردن.

http://i14.tinypic.com/29becqt.jpg

برای دیدن بقیش رو ادامه مطلب کلیک کن 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:21  توسط سپهر  |