سانسور اول کلامی بود. داگو مشروب آورده بود ......ببینید!!!!

سانسور دوم کما فی سابق مربوط به داگو و زنش بود از بس این دو تا بی شعورند نمی دونند نباید جلو ۷۰ میلیون نفر از این کارا بکنن.
این گفتگو ها مربوط به داگو و زنش می شه که قبل از خواب برداشت شان را از قضایا بیان می کنند




زن داگو : عجیبه یانگوم
داگو : اینجا نیست
زن داگو :بانوی اول
داگو : دستگیر شده
زن داگو : و آقای اوه و بانو منشیهای قبلی
داگو : همدیگه را دیدن
زن داگو : و آقای مین جانگهو
داگو : اینجا مونده
زن داگو : این عجیبه تا اندازهای هم مشکوکه
داگو : منظورت چیه ؟
زن داگو: این عجیب و غریب نیست که آقای مین راحت اینجا نشسته وقتی که یانگوم اینجوری رفته ؟
داگو : درست میگی من هم اخیراً تغییر رفتار اون را میتونم ببینم
زن داگو : اینطور نیست ؟
داگو : چی ؟
زن داگو : تو خوب میدونی که درک و فهم یک زن چه طوریه درسته ؟
داگو : مطمئناً من تا حالا چند دفعه تجربه کردم
حالا منظورت چیه ؟
زن داگو : آقای اوه و بانو منشیهای قبلی
چه رابطه ای با هم دارن ؟
داگو : پس اونها چه کار میتونند با یانگوم انجام بدن
زن داگو : درک این برای تو اینقدر سخته . این روشن که
یانگوم راجع به اونها چیزی فهمیده که فرستاده شده به جیجو
داگو : یانگوم چطور تونسته راجع به اونها چیزی بفهمه ؟
زن داگو : این چیزیه که اون نمیدونه
داگو : در مورد بانوی اول چی ؟
زن داگو : بانو ی اول هم باید این را میدونسته
پس وقتی اونها نمیتونند اون را مطیع خودشون بکند مجبوراً بندازنش زندان
داگو : درسته پس وقتی که آقای مین فهمید که اونها با هم هستند و تایید کرد
زن داگو : در اون لحظه یانگوم ما میتونه بر گرده
برای اینه که اون گفت ما به مدرک بیشتری نیاز داریم
داگو : آقای مین کسی که میتونه بره
به جیجو وقتی که یانگوم اونجاست
زن داگو : دفعه قبل ندیدی که اون پستش را ترک کرد
اون(یانگوم ) هرگز از او(افسر مین) این را کار را نخواست
زن داگو :درسته ما باید به آقای مین کمک کنیم مهم نیست که چه کمکی باشه
داگو : درسته باشه
زن داگو : حالا احساس میکنم که بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده
داگو : من هم همینطور
زن داگو :عزیزم بیا حالا بخوابیم
داگو : باشه بیا برو زیر
بیا بخوابیم بیا بخوابیم
زن داگو : پات را ببر کنار خسته شدم
منبع: وبلاگ پافا با کمی اضافات از خودمان