تبليغاتX
یانگوم من - نبردی عاشقانه (مقدمه)
ناگفته های جواهری در قصر
سلام

یادتونه که یانگوم وقتی بچه بود و در مشروب سازی داگو و زنش کار می کرد برای شاه که اون موقع شاهزاده بود مشروب آورد؟

یادتونه؟ خوب شاه هم هنوز یادشه

یادتونه که یانگوم خیلی خوب مشروب ها را معرفی کرد و شاه کلی حال کرده بود؟

 

خوب اینم عکس شاه وقتی جوون بود.

 

این مقدمه ای باشه برای داستانی که می خوام براتون تعریف کنم. آخه داستان از همین جا شروع می شه.

برای این پست اگه ۲۰۰ تا نظر بنویسین داستان را تعریف می کنم.

در ضمن اگه کسی نظری توهین آمیز بده علاوه بر اینکه نظرش پاک می شه داستان را هم تعریف نمی کنم.

منتظر باشید

please wait....

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 15:30  توسط سپهر  |