اینم متن صحبت های یانگوم و مین در اون صحنه به اضافه کلیپش


- من خیلی احساس گناه می کردم از وقتی که اون کار را با پدرم کردم.
من مادرم را از دست دادم از وقتی که او این راه را ترک کرد.
و من احساس می کنم که گناه کارم.
من احساس کردم که همه اینها بخاطر منه.
وقتی گناه و آرزو دیدن دوباره او را در ذهنم می کنم.
و من میخواستم بیشتر تسلیم بشم.
تو به من گفتی حتی می خواستی یکبار من را بدزدی درسته؟
من احتمالا" این را بیشتر می خواستم.
من بخاطر میاورم اگر چه پدر و مادرم از طبقه پایین بودن.
و هر چند اونها در فرار بودن.اما من در اون زمان خوشحال بودم.
سوپ خمیر لوبیا که مادرم برای من درست می کرد خوشمزه بود.
زیورآلات ارزان قیمتی که پدرم می ساخت هم زیبا بودن.
من از زیر پتو می شنیدم که پدر و مادرو در مورد من صحبت می کردن.
در هنگام شب نگرانیشان برای من بود...
خب حالا دانلودش کنید: