تبليغاتX
یانگوم من - نبردی عاشقانه (قسمت اول)
ناگفته های جواهری در قصر

یانگوم پس از تشخیص ... مورد تقدیر شاه قرار می گیرد.

او از شاه سه درخواست می کند و شاه هر سه را برای او انجام می دهد.

اولین غذای یانگوم در لباسی که می بینید برای شاه سرو می شود. شاه کلی حال می کند و به یاد دست پخت یانگوم در مسابقه می افتد.

یانگوم پس از چند روز از مقام بانوی اولی استعفا داده و دوباره پزشک می شود.

شاه از او می پرسد تو همان دختر بچه ای نیستی که در زمان پدرم که من شاهزاده بودم برایم نوشیدنی آوردی و بقیه داستان که می دانید...

یانگوم : بــــــــــــــــــــــــــــــله

چند روز بعد...

ملکه از یانگوم عمل خلافی را می خواهد و به طور ناگهانی شاه می فهمد

شاه پشت در اتاق ملکه به حرفهای آن دو گوش می دهد.

یانگوم: جان مرا بگیرید ولی این عمل را از من نخواهید...

شاه تو دلش: یعنی ملکه از اون چی می خواد؟؟

شاه مضطرب یانگوم را مخفیانه ملاقات می کند.

یانگوم:قربان امری داشتید؟

شاه قضیه را از یانگوم می پرسد ولی یانگوم به شاه نمی گوید

یانگوم از طرز برخورد شاه شوکه شده و گریان و نالان به دنبال مینجانگو می رود.

یانگوم: آقای مین اینجاست؟

-:نه

یانگوم: آقای مین اینجاست؟

-:نه

یانگوم: آقای مین اینجاست؟

-:نه

یانگوم: آقای مین اینجاست؟

-:اون هم دنبال تو می گشت

یانگوم با گریه: مگه نگفتی همیشه با منی؟ پس کجا بودی؟

و خودش را در بقل مین می اندازد

صحنه ای عاشقانه رخ می دهد.

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 18:44  توسط سپهر  |